گردان حضرت رسول صلی الله علیه و آله

تاریخ نگارش توسط آن مرحوم: ۱۲ / ۱ / ۶۷
باسمه تعالی
بالاخره دیشب شب چهارشنبه ۱۰/ ۱ / ۶۷ انتظار بسر آمد، دیشب بچه های گردان حضرت رسول(ص) به فرماندهی فرمانده بسیار مجرب و وارسته اشان درحالی اینجا را ترک کردند، که چون شب چهارشنبه، دعای توسل بود، اکثرشان بصورت بسیارباحالی؛ قبل از ترک اینجا، دعای توسل را خواندند.

زمزمه هایشان هنوز در گوشم طنین انداز است و شاید این طنین را هرگز فراموش نکنم .
جالب تر این که دیروز برخلاف سه روز گذشته، عده زیادی از برادرها به اصلاح سر و صورت خود پرداختند و در همین حال تعاون حدود یک کارتن از وصیت نامه این عزیزان را جمع آوری کرده بود.
به هرحال رفتند و رفتندو ما منتظر.
بالاخره ساعت چهار و پنجاه دقیقه عملیات این برادران با رمز یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها شروع شد.
بلافاصله به دو،سه کیلومترآنطرفتر، سنگر مخابرات و ستاد رفتم. خبرها همه حاکی از موفقیت و پیشرفت برادران بود.
نزدیک ساعت هشت و نیم خبر رسید فقط یک موضع دیگر مانده است که آن هم تحت محاصره برادران گردان حضرت رسول(ص) است که آقای صدرالساداتی با لحنی شوخی مانند گفت :
خودشان در محاصره نیفتند.
گذشت و گذشت.
ظهر که شد چهره ها درهم کشیده شد.yahyazadeh (66)
خبر رسید دشمن با دو گردان و یک گروهان کماندویی، بچه ها را محاصره کرده است.
و از این گردان(حضرت رسول “ص”) تنها تعدادی توانستند برگردند و بقیه شهید و مجروح و احتمالا اسیر و همه مفقودند.
حاج حسین فیض قائم مقام تیپ الغدیر می خواهد خون بگرید. ولی به قول خودش، خود را کنترل می کند.
وقتی با حاج آقا صدر صحبت می کنم که مشغول وضو است در همان حال وضو؛ اشکش جاری می شود و نمی تواند اشک خود را مخفی کند.
حاج حسین فیض می گوید:
چنین آتشی نه تنها در غرب بلکه در جنوب هم بی سابقه است. دیشب در پاتک قبل عملیات دقیقا یک ساعت و ربع ما زمین گیر شدیم.
دشمن در آنجا دو گردان کاملا آماده و یک گروهان کماندوئی به میدان فرستاده بود.
یکی دیگر از برادران می گفت:
قبل از عملیات دشمن با سه گردان کماندوئی پاتک کرده بود بیش از پنجاه، شصت هزار گلوله ریخته بود و یک گردان الغدیر(گردان امیرالمومنین”ع”) با از بین بردن بسیاری از آنها با تعدادچند مجروح و دو سه شهید، مقاومت کرده بود.
تمام این ارتفاعات شاخ شمیران و .. .  را تیپ قمر از چهارمحال در ابتدای عملیات والفجر ۱۰ با دو گردان گرفته بود و در هر قله، فقط ۵تا ۶نفر رسیده بودند و آنها هم با پا تک دشمن مواجه شده بودند و با دادن ۱۵۰ شهید باقی مانده، عقب نشینی می کنند که این شهیدان در عملیات بیت المقدس ۴ به پشت جبهه منتقل شدند.
بعدازآن،در شب جمعه ۵ / ۱ / ۶۷ و در عملیات بیت المقدس ۴، لشکر سیدالشهداء، شاخ سومار که ارتفاع کوچکی است را تصرف کرد. و لشکر حضرت ابوالفضل (ع) از لرستان، شاخ شمیران که بسیار بزرگ تر است را تصرف کرد. و لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص) که مامور تصرف شاخ بردکان بود نتوانست به این هدف برسد. و تیپ الغدیر ماموریت داشت ابتدا دشت و تپه های کوچک پهلوی شاخ (بردکان) را تصرف کند و سنگر کمین در آنجا بزند و بعدا شاخ بردکان را تصرف نماید.
الغدیر ابتدا گردان حضرت رسول(ص) را وارد عمل می کند که این لشکر خیلی از مناطق را تصرف می کند و در یک موضع موفق نمی شود و بالاخره همان موجب می شود این گردان بطور کامل محاصره شود و امیدها برای فرستادن پشتیبانی قطع شود و این گردان همه افرادش را جا می گذارد که بعضی که سالم تر بودند موفق می شوند برگردند.
در بین این برادران که آنجا جا مانده اند برادران روحانی آقای مهدی هاتفی و شورغینی آنجا می مانند برادر حسینی فرمانده گردان هم می ماند که بعدا با وجود این که صدگلوله به بدنش اصابت کرده بود پس از ۲۰ ساعت موفق می شود خودرا به عقب برساند.
با این برادر چند ساعت قبل عملیات بودیم و با هم ناهار خوردیم و نماز خواندیم. با برادر هاتفی از کربلای۵ بیشتر آشنا شدم و اینجا مرتب اورا زیارت کردم و برادر شورغینی هم دو روزی در سنگرمان بود و با هم بودیم.
برادر موسوی پور معاون دوم اطلاعات و عملیات (۱۰۱)، جزء افرادی است که آنجا مانده است. او از مجربترین افراد ۱۰۱ بود. به همراه او سه نفر دیگر از این واحد، آنجا ماندند.
از تخریب به جز آقای گلمحمدی، چهار نفر به نام های صادقی(ندوشن)، محمدرضا(زردین)، دشتی ( یزد که چون فهمیده بود عملیات است به والدینش گفته بود که مسافرت سه، چهار روزه می رود و برمی گردد) و ظاهرا برادری بنام اباذری.
نزدیک ساعت چهار،پنج بعد از ظهر روز بعد عملیات یعنی پس از ۱۲ ساعت از شروع عملیات، طبق اطلاع قرارگاه، هنوز عده ای از بچه ها تیراندازی کرده بودند و مقاومت.
مجروحی امروز صبح خود را به پشت خط رسانده و گفته بود :
با من پنج، شش نفر دیگر از مجروحین بودند که که هنوز زنده اند و نتوانسته اند برگردند.
یعنی بعد از ۵۰ و چند ساعت هنوز عده ای از مجروحین منتظر کمک الهی هستند.
لازم به تذکر است که طی دو شب گذشته، هرشب عده ای از برادران گردان انصار می خواستند بروند مجروحین را بیاورند که بر اثر شدت و حجم بسیار آتش، موفق نمی شوند.

{ این قسمت در طی دو مرحله و در دوروز نوشته شد. ۱۲ / ۱ / ۶۷ }

باز نشر محتوا با ذکر منبع " تارنمای فرهنگی مرحوم یحیی زاده" مجاز می باشد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*