۱۰ سال پیش در این روزها ۸۴/۱/۸ الی پنجشنبه ۸۴/۱/۱۱

توضیح:

مرحوم حجت الاسلام و المسلمین یحیی زاده رحمه الله علیه، از روزهای آغازین نمایندگی مجلس در دوره هفتم در سال ۸۳ ، روزانه اقدام به یادداشت‌برداری از‌ فعّالیّت‌های خودو برنامه‌هایی که در آن حضور داشت(اعمّ از جلسات مجلس یا جلسات اداری، ملاقات‌های مردمی یا با مسؤولان و …) می‌نمود.

این روزنوشت‌ها که تا قبل از حادثه سکته مغزی ایشان در اسفند ۹۱، ادامه یافت، مجموعه‌ای عظیم حاوی ۵۲ دفتر و حدود ۹ هزار صفحه را سامان داده است و منبعی گرانبها برای شناخت فعّالیّت‌های ایشان در کسوت نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی و حکایتگری صادق از روحیّات و انگیزه‌های آن مرحوم و مبانی نظری اقدامات و مواضع ایشان است.

همچنین این یادداشت‌ها سندی باارزش و مستند پیرامون مسائل مربوط به مجلس شورای اسلامی از آغاز دوره هفتم تا اواخر سال اول دوره نهم و نیز منبعی ذی‌قیمت برای تدوین تاریخ استان یزد و بویژه شهرستان‌های تفت و میبد در حدفاصل سال‌های ۸۳ تا ۹۱ است

دوشنبه ۸۴/۱/۸ [سرمازدگی درختان]

ساعت ۱۲… به همراه فرماندار [میبد] و مسؤول جهاد کشاورزی برای بازدید از درختان سرمازده به ده‌شیخی رفتیم. متأسفانه در سرمازدگی این چند روز، حتی درختان انار هم یخ زده بود؛ هرچند می گویند ممکن است درختان انار دوباره برگردند؛ البته درختان سیاه ریشه زردآلو، آلبالو، آلو و… دیگر فایده ای ندارد. به هر حال امروز و دیروز در جریان این مسأله تلخ تفت و میبد قرار گرفتم و بسیار متأسف شدم!

بعد از آن، رأس ساعت ۱۳ … وارد شهرداری شدیم… از همه واحدهای شهرداری بازدید کردیم و به همه آنها با فرماندار سری زدیم.

سپس به همراه فرماندار، شهردار به مرکز نگهداری بفروئیه رفتیم. تعداد عقب افتاده های آنجا، اضافه تر شده و هم اکنون ۱۰۲ نفر در آنجا نگهداری می شوند. کوچکترین آنها، ۱۲ یا ۱۴ سال دارد. بوی تعفّن و … واقعاً مشکل ساز است. انصافاً زنهایی که از آنها پرستاری می کنند، یک زن به تمام معنی فداکار هستند که انصافاً باید از این عزیزان تقدیر شود. البته ما برای همین چند دقیقه بازدید هم طاقت نمی آوردیم. خدا کند افراد از خود راضی، مغرور و خودخواه و… به این مرکز و … سری بزنند تا مقداری متوجه تفضّلات خدا در مورد خود بگردند!

سه شنبه ۸۴/۱/۹ [پیگیری آب شرب تفت]

… یک ربع به ساعت ۱۰ به صداوسیما [مرکز یزد] رفتیم… و سپس بازدیدی از استودیوی آنها و کمبودهای آنجا داشتم.

بعد از آن به استانداری و دفتر استاندار آمدم. طبق برنامه از ساعت ۱۱/۳۰ مسأله آب شرب تفت مطرح می شد و جلسه به همین جهت برگزار شده بود. قبل از من، فرماندار در مورد لزوم این کار صحبت نموده بود… بعد از آن همه پیگیری و موافقت وزیر نیرو با تأ‌مین آب زاینده رود برای هفت شهر دیگر استان ازجمله تفت که برای آن ۲۵ لیتر (۱۵ [لیتر] شرب و ۱۰ [لیتر] صنعتی) [موافقت شده بود]، حالا هنوز می خواهند مطالعه طرح را چند ماه طول دهند و تازه اینکه اول باید بودجه آن تأمین شود و بعد از آن هم چند شیر برداشت، نصب کنند که فاصله آنها صد، ۱۵۰ متر باشد و مجموعاً صد شیر آب نصب کنند و برای برداشت مردم از کارت هوشمند استفاده کنند و برای هر لیتر،  ۵ تومان بدهند در حالی که برای همین آب در خانه ها، مردم برای هر لیتر یک ریال پول می دهند. من هم ناراحت شدم و گفتم در این موضوع، روانشناسی [و] جامعه شناسی مردم هم مدّنظر باشد، صرفاً کارشناسی اقتصادی صورت نگیرد و مردم تفت به خاطر ظلمهایی که به آنها شده هم درمورد گازرسانی، هم آب، هم فاضلاب، عاصی شده اند و دیگر کسی نمی تواند آنها را قانع کند…

چهارشنبه ۸۴/۱/۱۰ [اولویت های تفت در سال ۸۴]

رأس ۴/۳۰ [عصر] به [تفت] رسیدم. قرار شده بود اول به مراجعین پاسخ دهم و سپس از سخنان دوستان ستادی و فعّال استفاده کنم.

ابتدا … مسؤول جهاد کشاورزی تفت آمد و گزارش خوب و مفصّلی از وضعیّت دستگاه خود داد. بعد جلسه دوم با حضور حدود پانزده نفر صورت گرفت. بیشتر در مورد مشکلات تفت و نیز انتخابات ریاست جمهوری صحبت شد. من برای تفت در سال ۸۴ گازرسانی، فاضلاب، آب شرب را سه اولویت دانسته و اعلام نموده و پیگیری خواهم نمود…

بعد حسینیّه آقای حسنعلی رفتیم. فقط دو رکعت نماز ایشان رسیدیم و بعد از نماز، پای سخنان ایشان نشستیم. مجلس برای اربعین امام حسین و شهدای تفت بود. با اصرار حاج آقا، بعد از سخنرانی ایشان، من هم ۴۰ دقیقه ای صحبت کردم. سخنان من در این جلسه پرجمعیت، صریحتر از همیشه بود. در مورد تلاشهای مجلس، دولت و اختلافات صحبتهایی نمودم، جهت انتخابات تأکید نمودم.

سپس حدود ساعت ۱۰ [شب] از آنجا… به میبد برگشتم که ساعت ۱۱ به میبد رسیدم.

پنجشنبه ۸۴/۱/۱۱

… در این چند روز، دیگر هیچ پولی برایم باقی نمانده… این مدّت به ما زیاد مراجعه کردند و اگر پولی هم بود، مال همان محرومین بود و به آنها دادیم. البتّه صدهزار تومان دیگر برای بهزیستی کنار گذاشته ام که این همچنان در کیف من، موجود است ولی دست نزده و به یاری خدا نخواهم زد! وقتی فکر می کنم، خیال می کنم بحمدالله خدا را شکر حالا حدّاقل چند نفری با پولی که این چند روز از من گرفتند، هرکدام چند تومانی در خانه دارند؛ ولی دهنده این چند تومان، دیگر خودش پولی ندارد. خدا این روحیه در من و سایر اعضاء خانواده همواره زنده نگهدارد.

باز نشر محتوا با ذکر منبع " تارنمای فرهنگی مرحوم یحیی زاده" مجاز می باشد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*