بایگانی نویسنده: سید مهدی

نمازجمعه‌ی تاریخی

و در پایان آقا امام زمان(عج) را خطاب قرار داد و گفت این جسم ناقص و این مقدار کم آبرویی که دارد برای حضرت نثار می‌کند، صحبت کرد که همه را گریاند! خود من تا دقایقی نتوانستم آرام شوم! بعد تا شب که چند بار دیگر هم این تکه از خطبه را شنیدم، حتی جلوی جمع گریستم! ادامه مطلب »

انتخابات؛ بهانه‌ای برای فتنه‌ی بزرگ

ولی به خدا [قسم] این نقشه‌ای است که آمریکایی‌ها و دشمنان خیلی برایش زحمت کشیده و انتخابات بهانه‌ای بوده و شکست میرحسین موسوی بهانه‌ای دیگر تا عملی کنند! و مطمئناً اگر میرحسین پیروز هم شده بود آن‌ها این نقشه را عملی می‌کردند! ادامه مطلب »

باز نشر دست‌نوشته‌ی «مادر»

باشنیدن کلمه مقدس "مادر" ضربان قلبم سرعت می‌گیرد! اما باور کنید از این تعبیر مقدس، ابتدا ذهنم، قلبم به سمت جده سادات، حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها حرکت می کند! مصیبت مادرم حضرت زهرا علیها السلام بیش ازمصیبت کربلای فرزندش، مرا منکسر می کند! البته من هر وقت ، هرکار مشکلی دارم ، اورا صدا می زنم، هرچند آن وجود مقدس، هنوز هم ” الجار ثم الدار ” را رعایت می کند! ادامه مطلب »

من لوس امام رضایُم!

همواره در هر مشکلی، به آقا توسل جسته‌ام؛ بارها در ناامیدی‌ها، با تمسک به این حبل الله المتین، مشکلم را حل کرده‌ام. اصولاً اگر در اوج مشکلی که همه چیز فراموشم شده باشد، نام حضرت یادم بیاید، همان وقت مطمئن می‌شوم که مشکلم حل می‌شود. اگر هم آقا دعوت کند و بتوانم به پابوس او بروم، امید و نور رجائی در قلبم روشن می‌گردد که مدت‌ها تحت تاثیر آن قرار می‌گیرم. ادامه مطلب »

ماجرای بازگشت به تهران در هوای برفی کشور

دیگر مطمئن شدیم امروز که رییس جمهور بودجه را به مجلس تقدیم می‌کند، تاخیر خواهیم داشت یا غایب خواهیم بود! البته امروز و فردا تمام تمام ادارات، مدارس، دانشگاه‌ها در تهران به علت برف و سرما تعطیل است، فقط مجلس فعال است! ساعت 8:30 شد. مجلس رسمیت یافت و ما در قطار بودیم. ادامه مطلب »

سفرنامه سفر ۵ روزه امام خامنه ای به یزد

خدا را بر این نعمت عُظمی شکر! این که زنده بودم رهبر معظم، نایب امام زمان (عج) در یزد زیارت کردم، این که نماینده بودم و حق حضور در همه‌ی این مراسم [ها] را داشتم! این که مردم یزد سنگ تمام گذاشتند و باشکوه، ولایت‌مداری خود را اثبات کردند، این که آقا بعضی از مسائل مهم که تا به حالا بیان و عیان نکرده بود، به صورت صریح بیان کرد! ادامه مطلب »

ساعات پایانی حضور آقا در دارالعباده؛ آخرین جلسه

احساس می‌کنم یکی از بهترین بخش‌های عمرم در این چند روز رقم خورد! آقا ۲۲ سال پیش به استان یزد آمده بود، در زمانی که رییس جمهور بود. هنوز رهبر این کشور به این شهر نیامده بود! شاید هیچ مرجع تقلید[ی] هم در زمان مرجعیت به یزد نیامده باشد! بالاترین شخصیت جهان اسلام آمد، آن هم به این زیبایی! زیارتش کردیم آن هم به این سهولت! هم‌غذایش شدیم آن هم بارها و بارها! چفیه‌اش گرفتیم و...! ادامه مطلب »

حضور مقام معظم رهبری در ابرکوه؛ دیدار با نخبگان استان

در حین صحبت نفر هفدهم، کاغذی نوشتم که دست به دست آقای حقانی (دفتر آقا) که ضلع مقابل من نشسته بود برسانند و در آن خواسته بودم اجازه دهند مهدی آذریزدی، پیرمرد مولف کتب داستانی که بر صندلی بین آقای محمدی گلپایگانی (دفتر آقا) و هاشمیان (امام جمعه‌ی رفسنجان) نشسته بود، صحبت کند. این سه نفر به علت بیماری روی صندلی نشسته بودند. در اینجا مجری (محمدی) گفت: آذریزدی هم حضور دارند و بیمارند. ادامه مطلب »

حضور نمایندگان رهبری در شهرستان‌ها؛ با دولت‌مردان در کنار آقا

در زمینه فرهنگی از جهت تدین، خیلی خوب است ولی نقطه‌ای وجود دارد که در جلسات عمومی نمی‌گوییم. زیر پوست شهر و روی آن فرق دارد. ظواهر این است ولی وقتی دقیق شویم، غیر آن هم هست! یک عاملش دانشجوی غیربومی، دیگر مواد مخدر، دیگر کم کار کردن منبری‌ها، اگر بخواهند همان منبر 30 سال پیش بروند، فایده‌ای ندارد. ادامه مطلب »

درس انقلاب برای دانشجویان؛ صمیمانه با خانواده‌های شهدا

وقتی رئیس جمهور بودم، نیروگاه زغال سنگی کنار تهران... گفتند: نمی‌توانیم بسازیم. گفتم: آخر چرا؟ یک جمعی را مأمور کردیم، درست کردند. اصلاً در سیلوسازی چیزی نمی‌دانستیم، ولی حالا در سد و سیلو یکی از قدرت‌های بزرگ دنیا هستیم. الان انرژی هسته‌ای داریم. رئیس جمهور محترم و کم‌دان آمریکا بعد از ورود محموله‌ی سوخت هسته‌ای از روسیه به ایران گفته: دیگر چرا غنی‌سازی؟ آن‌ها که سوخت می‌دهند! در ایران هم بعضی که نه به آن اندازه محترمند، نه به آن اندازه کم‌دان ولی همان حرف‌ها [را] می‌زنند! ادامه مطلب »