بازنشر وصیت نامه مدینه

بسم الله الرحمن الرحیم

توضیحاتی درباره وصیت‌نامه‌های مرحوم یحیی زاده (رحمه الله علیه)

  1. پنج وصیت‌نامه(که در سال‌های ۷۲- ۷۴- ۷۹-۸۷- ۹۰ نوشته شده) را خود آن مرحوم، تماماً در یک پاکت دربسته قرار داده بودند و برای بعد از درگذشت خود، در محلی مشخّص، نگهداری می‌کردند.
  2. مدّتی بعد از درگذشت ایشان، در لابه‌لای دفاتر و نوشته‌های ایشان، به چند وصیت‌نامه دیگر نیز برخورد شد که مهم‌ترین آنها دو مورد بود: یکی مربوط به ایام جنگ تحمیلی در سال ۶۵ و دیگری در سفر عمره در سال ۷۸ که به عنوان روحانی کاروان، خدمت می‌کردند.
  3. به جهت مطالب آموزنده این ۷ وصیت‌نامه، این وصایا، در دسترس عموم قرار می‌گیرد؛ البته برخی بخش‌ها را که مربوط به خانواده بود، حذف کردیم و به‌جایش نقطه‌چین قرار داده‌ایم.

خداوند همه ما را برای سفر ابدی، آ‌ماده و عاقبت ما را ختم به خیر فرماید.

باسمه تعالی

جمعه 87/5/15فندق الدخیل

به والدین مهربانم، همسر دلسوزم، فرزندان عزیزم سفارش می‌کنم مرا فراموش کنند؛ در دنیا که نتوانستم برای آنها کمکی باشم؛ امیدوارم در آخرت موجب شرمندگی آنان نشوم. و به شدت و خاضعانه، التماس می‌نمایم مرا عفو کنند و از غفور رحیم وَدود نیز آمرزش مرا طلب نمایند.

به شما عزیزان سفارش می‌کنم تلاوت قرآن و قرائت زیارت عاشورا، اگر شده هیچ روز به هیچ وجه ترک ننمایید که خود نیز در هُموم و غُموم با تلاوت قرآن، چیزهایی به دست آورده‌ام و در گرفتاری‌ها با زیارت عاشورا،به سرعت رفع گرفتاری شده است.DSC00163

تمنّا می‌کنم همه کسانی که آزرده‌ام، ناراحت نموده‌ام، چه بسا حقّی از آنها ضایع کرده‌ام، با آنها بداخلاقی نموده‌ام از من راضی گردند که در این مرحله، سخت نیازمند به این رضایت هستم.

صریحاً تأکید می‌کنم، از هیچ کس بدون استثناء، هیچ نارضایتی شخصی ندارم و شخصاً از همه کسانی که شاید خیال کنند در مورد من ظلمی نموده‌اند، کاملاً راضی هستم.

از امام جمعه محترم و عظیم الشأن شهرستان میبد،روحانیت جلیل القدر و سربلند استان،شهرستان،همکاران پرتلاش،خوش اخلاق،صبور و بویژه از طلاب عزیز و دوست داشتنی حوزه‌های برادران و خواهران میبد به خاطر ستم‌هایی که احتمالاً در حقّشان روا داشته‌ام، قصورهایی که مسلماً بسیار داشته‌ام، عذر می‌خواهم؛ عاجزانه درخواست می‌کنم ضمن اینکه مرا عفو می‌فرمایند، برای این عبد آبق، از خدای علیم خبیر نیز آمرزشم را طلب نمایند.

ازشهدایی که با آنها نسبتی داشته‌ام یا دوست بوده‌ام، شرمگینانه و بلند پروازانه توقع گوشه چشم عنایتشان دارم!

عزیزانم شاید هرگز نتوانسته باشم شما ملائک‌سیرتان را بشناسم ولی در همان حدّی که شما را شناختم، هنوز هم عاشقتان هستم؛ امّا ای کاش شما هم مرا نشناخته باشید والّا هرگز مرا نخواهید پذیرفت!

همسنگران دیروز، رفیقان گذشته‌های نه چندان دور، هرچند خجولانه اعتراف می‌کنم که اصلاً بویی از انسانیت نبرده‌ام؛ اما به خدا هنوز هم شیفته شیدایی شما هستم، آیا همین کافی نیست تا برایم دعا کنید؟! و تا مرا از خود نرانید!

در دادگاه قیامت و در بارگاه حضرت حق، شهادت دهید که این سید در روزهای حماسه و ایثار، با شما بوده است!

ودر نهایت اقرار می‌کنم، اگر چیزی دارم، از والدینم دارم؛ جدّاً در همه عمر، شرمنده بزرگواری، حسن خلق، بی‌توقعی، عزت نفس آنها بوده‌ام، خدایشان حفظشان کند. هرگز نتوانستم ذره‌ای از زحمات آنها را جبران کنم؛ همیشه زحمات خود را به دوش آنها می‌انداختم و هم اکنون نیز، عمیقاً به کمک آنها نیازمند هستم؛ چرا که دعای آنها در حق من مستجاب است و خدا کند آنها برای آمرزشم دعا کنند.

مدینۀ منوّره – فندق الدخیل  78/5/15 سید جلال یحیی زاده

 

 

 

باز نشر محتوا با ذکر منبع " تارنمای فرهنگی مرحوم یحیی زاده" مجاز می باشد.

یک نظر

  1. از زحمات و طبع زیبای شما عزیزان نهایت تشکر و امتنان دارم. انشالله مرضای حق باشد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*